خیال می کرد که باران نخواهد بارید
چتری با خود نمی برد
از اعتماد به نفسش بود
یا یکدندگی اش
اما حتی آن روز هم که باران بارید
و زیر باران خیس شد
می گفت که چتر احتیاج ندارد.
بعد ها فهمیدم
تنها برای آنکه زیر چتر من بیاید
چتر نمی آورد
چرا نفهمیدم...!!!
+
نوشته شده در چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 0:9 توسط نگین
|